قالب وردپرس قالب وردپرس آموزش وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس

نگاهی روان‌شناختی به کار و انواع آن-روزنامه وقایع

شغل، حرفه، رسالت

نگاهی روان‌شناختی به کار و انواع آن

رضاحیدری قاسم‌آبادی؛ روانشناس مثبت‌گرا

این مقاله در روزنامه وقایع استان چاپ شده است.

در کشورهای ثروتمند کار و شغل در حال یک دگرگونی بنیادی می‌باشد. کم‌کم از قدرت پول کاسته می‌شود و تحقیقات نشان داده که پولِ بیشتر تأثیر ناچیزی در افزایش سلامت جسمی دارد.

البته نباید این‌گونه برداشت کرد که بی‌پولی و فقر هم خوب است؛ خیر. در کشوری مانند آمریکا در چند سال اخیر باوجود افزایش درآمد، شادی کم شده و درصد افرادی که خودشان را شاد توصیف می‌کنند کاهش یافته است؛

اما چرا باید این‌گونه باشد؟

مگر نه اینکه درآمد بیشتر رفاه بیشتر را به همراه دارد و هرکسی که رفاه بیشتری دارد باید رضایت بیشتری هم از زندگی خود داشته باشد؟

چرا برخی افراد باوجود درآمد بالا رضایت کمی از زندگی خود دارند و ناشادند؟

نگاهی روان‌شناختی به کار و انواع آن رضاحیدری قاسم‌آبادی؛ روانشناس مثبت‌گرا این مقاله در روزنامه وقایع استان چاپ شده است.
نگاهی روان‌شناختی به کار و انواع آن رضاحیدری قاسم‌آبادی؛ روانشناس مثبت‌گرا این مقاله در روزنامه وقایع استان چاپ شده است.

پاسخ در تفاوت میان سه واژه شغل، حرفه و رسالت نهفته است.

 شغل آن چیزی است که ما برای دریافت حقوق آن را انجام می‌دهیم و در آن به‌جز درآمد به دنبال چیز دیگری نیستیم.

شغل تنها یک وسیله برای رسیدن به هدف‌های دیگری مانند رفاه، امکانات بیشتر، خانه و … می‌باشد. زمانی که دریافت حقوق قطع می‌شود معمولاً شغل هم متوقف می‌شود.

فردی که برای دیگران پایان‌نامه می‌نویسد (که این روزها هم خیلی باب شده است) این کار را صرفاً برای دریافت مبلغ مشخصی انجام می‌دهد و مواردی مانند لذت بردن از انجام کار، احساس معنا در آن شغل، کسب علم و دانش و … برایش بی‌معناست.

 حرفه اندکی با شغل تفاوت دارد و مستلزم یک سرمایه‌گذاری شخصی عمیق‌تر در کار است. وقتی کاری را به‌عنوان حرفه خود انتخاب می‌کنیم، موفقیت را نه‌تنها در کسب درآمد بیشتر بلکه در پیشرفت شخصی بیشتر نیز می‌بینیم.

هرگونه ترفیعی در حرفه برای ما پرستیژ و قدرت بیشتر و البته افزایش حقوق را به همراه دارد. افرادی که در کار خود همیشه به دنبال افزایش معلومات و ترفیع هستند، آن کار برای آنان یک حرفه است.

رسالت اندکی متفاوت‌تر از شغل و حرفه است. رسالت تعهدی پرشور نسبت به کار به خاطر خود آن است.

فردی که کارش را به‌عنوان رسالتی در زندگی‌اش انتخاب می‌کند، کسب درآمد و ارتقاء شغلی هدف اصلی‌اش نیست بلکه به دنبال بهتر کردن و زیباتر ساختن جهان است.

در این حالت کار به‌خودی‌خود و صرف‌نظر از پول یا پیشرفت، ارضاکننده است به این معنی که فرد همین‌که آن کار را انجام می‌دهد لذت می‌برد و خیلی برایش مهم نیست که برای آن کار پولی دریافت می‌کند یا خیر.

در رسالت زمانی که پرداخت پول متوقف می‌شود و پیشرفت هم به پایان می‌رسد، کار همچنان ادامه می‌یابد. رسالت رضایت‌بخش‌ترین شکل کار است، زیرا به‌عنوان یک خشنودی به خاطر خود آن انجام می‌شود نه برای مزایای مادی مرتبط با آن.

 تصوری که از رسالت ممکن است در ذهن بر خی افراد وجود داشته باشد این است که رسالت مختص برخی مشاغل معتبر و مذهبی است اما روان‌شناسی مثبت‌گرا نشان داده است که هر شغلی می‌تواند به یک رسالت تبدیل شود و هر رسالتی هم یک شغل باشد.

ممکن است یک نظافتچی که در یک اداره مشغول به کار است با این هدف که تمیز کردن محیط اداره به کارکنان شادی و نشاط می‌بخشد و آنان بهتر می‌توانند امورات ارباب‌رجوع را انجام دهند و در این صورت دنیای بهتری خواهیم داشت، کارش را انجام دهد.

می‌توان گفت او در زنگی خود رسالت دارد. حال ممکن است مدیر آن اداره صرفاً برای دریافت حقوق بیشتر به محل کارش بیاید و نگاهش به آن کار نگاهی ابزاری برای کسب درآمد بیشتر باشد. این مدیر رسالتی در زندگی کاری خود نداشته و صرفاً یک شاغل محسوب می‌شود.

امی رزنسکی (Amy wrzesniewski) استاد کسب‌وکار دانشگاه نیویورک در تحقیقات خود که بر روی بیست و هشتت نظافتچی بیمارستان انجام داد مشاهده کرد آن‌هایی که شغلشان را به‌صورت یک رسالت تلقی می‌کنند کارشان معنادار بوده و حتی نقش خودشان را در شفای بیماران اساسی می‌دانستند.

این افراد بیشتر از وظایف اصلی خود کار می‌کردند. در مقابل آن دسته از نظافتچی‌هایی که کارشان را به‌عنوان یک شغل تلقی می‌کردند، صرفاً به تمیز کردن محیط بیمارستان می‌پرداختند و کار دیگری انجام نمی‌دانند.

نگاهی روان‌شناختی به کار و انواع آن رضاحیدری قاسم‌آبادی؛ روانشناس مثبت‌گرا این مقاله در روزنامه وقایع استان چاپ شده است.
نگاهی روان‌شناختی به کار و انواع آن رضاحیدری قاسم‌آبادی؛ روانشناس مثبت‌گرا این مقاله در روزنامه وقایع استان چاپ شده است.

تا اینجا باید مشخص شده باشد که رسالت بیشترین و شغل کمترین رضایت حاصل از انجام کار را به دنبال دارد. حال باید به این سؤال پاسخ داد که چگونه می‌توان این سه را شناخت و بفهمیم که مشغول انجام کدام هستیم؟ شغل، حرفه یا رسالت.

اگر این نشانه‌ها را دارید شما دارای شغل هستید:

کارتان را صرفاً برای تأمین زندگی انجام می‌دهید و در صورت برطرف شدن نیازهایتان از آن کار دست می‌کشید. اگر برایتان امکان‌پذیر باشد حتماً به سراغ شغل دیگری می‌روید. زمانی که سرکار هستید منتظرید تا زودتر زمان بگذرد و به خانه بروید.

درصورتی‌که زمان به گذشته برگردد دیگر آن کار را انتخاب نمی‌کنید. اگر کسی از شما برای ورود به آن کار مشاوره بگیرد شما کارتان را به او توصیه نمی‌کنید. برای بازنشسته شدن لحظه‌شماری می‌کنید.

اگر این نشانه‌ها را دارید شما داری حرفه هستید:

  • از کارتان لذت می‌برید اما انتظار ندارید که تا چند سال آینده همچنان در آن شغل باقی بمانید.
  • برای رسیدن به شغل بهتر و سطح بالاتر برنامه‌ریزی می‌کنید و برنامه‌های زیادی برای آینده خود دارید.
  • گاهی اوقات کارتان را اتلاف وقت می‌بینید اما می‌دانید که برای رسیدن به جایگاه بالاتر باید در کار فعلی عملکرد خوبی از خود نشان دهید.
  • برای شما ترفیع علامتی دال بر موفقیت شما در رقابت با همکارانتان است.

اگر این نشانه‌ها را دارید شما دارای رسالت هستید:

  • کارتان یک از مهم‌ترین بخش‌های زندگی‌تان است و از داشتن آن به‌شدت خوشحال هستید.
  • کارتان را به‌عنوان بخشی از هویت خود می‌دانید و همیشه یکی از نخستین چیزهایی است که با دیگران در مورد آن صحبت می‌کنید.
  • در تعطیلات و خانه هم آن کار را انجام می‌دهید.
  • بسیاری از دوستان شما همان همکاران شما در محیط کارتان هستند.
  • احساس خوبی در مورد کارتان دارید و در بیشتر محافل مرتبط باکارتان شرکت می‌کنید.
  • اگر کسی از شما در مورد ورود به آن شغل سؤالی بپرسید او را به انتخاب آن تشویق می‌کنید.
  • علاقه‌ای به بازنشستگی نداشته و اگر مجبور شوید از کارتان دست بکشید ناراحت خواهید شد.

نکته مهم پیدا کردن شغل مناسب نیست، بلکه مهم پیدا کردن شغلی است که شما بتوانید از طریق بازتعریف آن را مناسب کنید.

به‌عنوان‌مثال آرایشگری که کارش را از کوتاه کردن موی دیگران به ایجاد رابطه صمیمانه و لذت‌بخش با مراجعانش بازتعریف کرده است.

پرستاری که توجه خاصی به بیمارانش داشته و از اعضای خانواده در مورد زندگی بیمار سؤال می‌پرسد و آنان را در فرایند بهبودی مشارکت می‌دهد شغلش را بازتعریف کرده و آن را به رسالت تبدیل کرده است.

حتی آشپزی که کارش را از تهیه غذا به یک کار هنری تبدیل کرده و هنرمندانه غذا را تزئین می‌کند کارش را بازتعریف کرده است. چنین افرادی از انجام کارشان لذت برده و هیچ‌گاه به دید یک شغل به آن نگاه نمی‌کنند بلکه به‌عنوان بزرگ‌ترین تفریح آن کارها را انجام می‌دهند.

رسالت داشتن به معنای انجام کاری است که ما از آن لذت می‌بریم و دنیا نیز منتفع می‌گردد اما هر کار لذت بخشی هم لزوماً نمی‌تواند رسالت باشد زیرا رسالت باید قابلیت‌های اختصاصی ما را به کار گیرد. رسالت باید در خدمت خوبی بالاتری باشد و تعهدی نیرومند با آن همراه باشد.

چنانچه شما راهی برای استفاده فراوان از قابلیت‌های اختصاصی‌تان را در کار خود بیابید و همچنین کارتان را کمکی به یک خوبی بالاتر بدانید آنگاه کار شما یک رسالت خواهد بود.

در این صورت شغل شما از یک ابزار کسالت‌بار به یک خشنودی تبدیل شده است.

جاری بودن، جنبه‌ای از شادی در طول یک روز کاری است که بهتر از سایر جنبه‌های آن درک شده است و عبارت از احساس حضور کامل در درون خود در حین کار است.

جاری بودن زمانی اتفاق می‌افتد که چالش‌های پیش روی شما به‌خوبی با توانایی‌هایی که برای غلبه بر آن‌ها در اختیار دارید، هماهنگ هستند.

وقت که شما درمی‌یابید این توانایی‌ها نه‌فقط شامل استعدادها بلکه دربرگیرنده قابلیت‌ها و فضیلت‌های شما هم هستند، به‌تدریج برایتان روشن خواهد شد که چه‌کاری را انتخاب کنید یا چگونه کار خود را بازتعریف نمایید.

برای اینکه از کارتان لذت ببرید باید این کارها را انجام دهید:

  • قابلیت‌های اختصاصی خود را شناسایی کنید
  • کاری را انتخاب کنید که به شما امکان می‌دهد هرروز از این قابلیت‌ها استفاده کنید.
  • کار فعلی خود را برای استفاده‌ی بیشتر از قابلیت‌های اختصاصی‌تان بازتعریف نمایید.

در بازتعریف شغل شما هدفتان از انجام آن کار را از اهداف صرفاً مادی به این جهت تغییر می‌دهید که در آن کار می‌خواهید دنیا را جای بهتری برای زندگی کنید.

در هر شغلی فارغ از درآمد پایین یا بالای آن می‌توانید آن را بازتعریف نمایید. فراموش نکنید که کسب درآمد در یک شغل خیلی خوب است اما اگر هدف از انجام یک کار صرفاً اهداف مادی باشد خیلی زود از انجام آن کار خسته شده و احساس پوچی به شما دست می‌دهید.

برای اینکه احساس معنا و لذت درونی را در زندگی خود تجربه کنید لازم است هدف خود از کاری که انجام می‌دهید را بهتر ساختن دنیا قرار دهید.

در این صورت شما با تمام وجود عاشق کارتان بوده و همیشه از انجام آن لذت می‌برید. حتی افرادی که با این دید کارشان را انجام می‌دهند به‌این‌علت که با تمام وجود با آن کار درگیر هستند خیلی بهتر و بیشتر از دیگران در آن شغل پیشرفت می‌کنند.

درباره ی رضا حیدری

مطلب پیشنهادی

شادی کجاست؟ – روزنامه وقایع استان

شادی کجاست؟ رضا حیدری؛ روانشناس مثبت‌گرا این مقاله در روزنامه وقایع استان به چاپ رسیده …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *